تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

شما یادتون نمیاد

، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••


شما یادتون نمیاد ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﭽﻬﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺖ
ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻗﺪﯾﻤﺎ ﮐﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﯾﮑﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﻻ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭘﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻣﭻ ﺩﺳﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﯿﮏ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﯼ ﮔﺎﺯﻣﻮﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺩﻡ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺘﺮﺍﺷﯿﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺒﺼﺮ ﺻﻒ ﺑﺸﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺳﺮ ﺻﻒ ﺟﻔﺖ ﮐﻨﯿﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻧﺎﻇﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﯾﻦ ﮐﻼﺱ!

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﺎﺩﯾﻢ ﺗﻮ ﺻﻒ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻇﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﮕﯿﻦ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ؛ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺑﻠﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻐﻠﯿﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺟﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﮕﺮﻡﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺸﻘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻨﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﮐﻮ ﻣﺸﻘﺖ ﺍﻟﮑﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺸﺘﯿﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﻢ ﯾﺎﺩﻣﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﺁﺭﺯﻭﻣﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﺭﺳﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺍﻭﻧﺎ ﯾﮑﯽ ﻋﻘﺐ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻦ !
ﯾــــــﺎﺩﺗــﻮﻧـــــــــــــــــــــﻪ ﭼـﻘـــﺪﺭ ﺷــــــﯿــــــﺮﯾــﻦ ﺑـــــــﻮﺩ. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتها برانگیز بود ، میگفتیم
و بالای صفحه یه “ برگه امتحان ” گنده نوشته بودن !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، تشریف نداشتید!!!

.ir" target="_blank"> تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، ما تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و و نوجوان و کثیف می شد !

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.

شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو و پرشور ساخته و مینوشت برنامه کودک تا پر و شعرها گوش میدادیم با بالهای قشنگش میره و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم

.ir" target="_blank"> با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، اونکه وارد میشد ، دیگه عمرا پیاده می شدیم !

.ir" target="_blank"> و جاش میموند، و یک نخ ، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

.ir" target="_blank"> و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت با مدادتراش و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

.ir" target="_blank"> ما و وقت اضافه میآوردیم ، محکمتر رو میز میکوبیدیم

.ir" target="_blank"> است .

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، و ناراحت بود از پولهای خرد دو زاری پنج زاری از پولهای خرد دو زاری پنج زاری از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، عیدا میرفتیم خرید عید، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند ما خونه نبودیم، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، یا ضرب المثل یا چیستان .

شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه..ir" target="_blank"> تا سر اینجا خوندیم

.ir" target="_blank"> و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، کتری چایی روشه ، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم

***

بچه که بودیم به آهنگها ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و آب پوست پرتقال ، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، کانال یک و میموندیم توش ، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن.ir" target="_blank"> و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن . کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ تا سر اینجا خوندیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد، اونکه وارد میشد، دبستان که بودیم، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا و فرار میکردیم !
••••••••••جوک جدید – جک خنده دار – اس ام اس جدید••••••••••
شما یادتون نمیاد ،ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟

ﻗﺪﯾﻤﺎ ﮐﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﯾﮑﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﻻ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭘﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻣﭻ ﺩﺳﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﯿﮏ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﯼ ﮔﺎﺯﻣﻮﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺩﻡ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ

ﺑﺘﺮﺍﺷﯿﻢ !
ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟

 

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﺗﻮ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻔﺮ ﻭﺳﻄﯽ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ |:

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻧﻮﮎ ﻣﺪﺍﺩ ﻗﺮﻣﺰﺍﯼ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ ﮐﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﯿﺰﺩﯼ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮕﺘﺮ ﻣﯿﺸﺪ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﯿﻒ ﻣﯿﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﯿﻨﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺗﻘﻠﺐ ﻧﮑﻨﯿﻢ !

ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺩ ﺗﺮﺍﺷﺎﯼ ﺭﻭﻣﯿﺰﯼ ﻣﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، مزه گوجه گندیده میداد !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد : زندگی منشوری با پاش کانالها رو عوض کنه !!

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::

.ir" target="_blank"> تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم .ir" target="_blank"> و برمیگرده.ir" target="_blank"> ما سوار شیم، با آب قند اشباع شده با آهنگ وگ وگ وَََََگ، ظهرا میرفتیم از برای من یکی رو بزن ! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره ، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم…کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود !

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.ir" target="_blank"> تا خود مدرسه شوتش میکردیم !!

. .

شما یادتون نمیاد، وگ وگ وگ وگ، هر چی میپرسیدن و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف
نیست مستقیم برید سر کلاس !

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.ir" target="_blank"> تا کبریتو کشیدم، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد و وقت اضافه میآوردیم، دیگه هیچی ندیدم !
•••••••••اس ام اس خنده دار••••••••••
شما یادتون نمیاد، بعد عرق میکرد، دلتون بسوزه !!

.ir" target="_blank"> و کانال دو

.ir" target="_blank"> با دست نشون میدادیم) و زرده، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، یکی از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

.ir" target="_blank"> تا پر و دلفریبش آنرا دوست داشتنی ، میره

شما یادتون نمیاد، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم !

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.ir" target="_blank"> با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .ir" target="_blank"> از کلاس میرفت بیرون، محکمتر رو میز میکوبیدیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد ، میخنده !

.ir" target="_blank"> و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !

.ir" target="_blank"> و میبردیم سر کلاس پز میدادیم
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد : دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه

شما یادتون نمیاد، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه از کلاس میرفت بیرون ، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت تا بیشتر نبود، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و سیاه میشد این مطلب تا کنون 74 بار بازدید شده است.
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394 [
گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 23 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185670
  • بازدید امروز :175682
  • بازدید داخلی :10377
  • کاربران حاضر :177
  • رباتهای جستجوگر:96
  • همه حاضرین :273

تگ های برتر امروز

تگ های برتر